+ - x
 » از همین شاعر
1 بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
2 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
3 به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
4 ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
5 افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
6 آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
7 شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
8 آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
9 سلام الله ما کر اللیالی
10 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن

 » بیشتر بخوانید...
 کیوان چو قران به برج خاکی افگند
 دل در غم عشق تو برومند بود
 دی کوزه گری بدیدم اندر بازار
 ای دلی کز گلشکر پرورده ای
 طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
 امشب اتاق، باز دهان باز كرده است
 چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن
 سوگیانه
 نشد دراین درسگاه عبرت به فهم چندین رساله پیدا
 درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای که با سلسله زلف دراز آمده ای
فرصتت باد که دیوانه نواز آمده ای
ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت
چون به پرسیدن ارباب نیاز آمده ای
پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ
چون به هر حال برازنده ناز آمده ای
آب و آتش به هم آمیخته ای از لب لعل
چشم بد دور که بس شعبده بازآمده ای
آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب
کشته غمزه خود را به نماز آمده ای
زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم
مست و آشفته به خلوتگه راز آمده ای
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده ست
مگر از مذهب این طایفه بازآمده ای


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *