+ - x
 » از همین شاعر
1 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
2 الا ای طوطی گویای اسرار
3 روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم
4 لبش می بوسم و در می کشم می
5 آن کس که به دست جام دارد
6 کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
7 به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
8 ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
9 سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
10 صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

 » بیشتر بخوانید...
 گر بهشتم می سزد ديدار جانانم بس است
 قبله امروز جز شهنشه نیست
 ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
 چگونه راه میدهی
 بیا بیا که چو آب حیات درخوردی
 کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
 هر ثانیه چو قرن بمیرد
 من چنینم او چنان اما چنینی همچنان
 چه حاجت طول دادن داستان را
 ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکم لله
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه
من رند و عاشق در موسم گل
آن گاه توبه استغفرالله
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینه رویا آه از دلت آه
الصبر مر و العمر فان
یا لیت شعری حتام القاه
حافظ چه نالی گر وصل خواهی
خون بایدت خورد در گاه و بی گاه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *