+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
2 گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
3 می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
4 سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
5 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
6 کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
7 گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
8 صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
9 احمد الله علی معدله السلطان
10 ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

 » بیشتر بخوانید...
 آهنگی در سکوت
 چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
 دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
 سنگ گور
 برگ عمر
 چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
 عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
 ای روترش به پیشم بد گفته ای مرا پس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیده ست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *