+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
2 میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمت
3 به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی
4 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
5 گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
6 به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
7 روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
8 یارم چو قدح به دست گیرد
9 شاهدان گر دلبری زین سان کنند
10 حال دل با تو گفتنم هوس است

 » بیشتر بخوانید...
 امروز نیم ملول شادم
 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
 اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
 چندان من از فراق تو آه و فغان کنم
 کبریت شکسته ء غروب
 می خواستم كه زنده بمانم وطن نبود
 دیگر تنها نیستم
 از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
بر در میکده می کن گذری بهتر از این
در حق من لبت این لطف که می فرماید
سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این
آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید
گو در این کار بفرما نظری بهتر از این
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم
مادر دهر ندارد پسری بهتر از این
من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس
بشنو از من که نگوید دگری بهتر از این
کلک حافظ شکرین میوه نباتیست به چین
که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *