+ - x
 » از همین شاعر
1 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
2 درد عشقی کشیده ام که مپرس
3 رواق منظر چشم من آشیانه توست
4 معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
5 بیا با ما مورز این کینه داری
6 هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
7 غم زمانه که هیچش کران نمی بینم
8 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
9 یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
10 شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان

 » بیشتر بخوانید...
 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
 هر ذره که در خاک زمینی بوده است
 ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
 گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
 در بهار درد نخل غم مرا سرسبزارانست
 چشمان تاریک
 یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
 اگر گم گردد این بی دل از آن دلدار جوییدش

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
به زیر دلق ملمع کمندها دارند
درازدستی این کوته آستینان بین
به خرمن دو جهان سر فرو نمی آرند
دماغ و کبر گدایان و خوشه چینان بین
بهای نیم کرشمه هزار جان طلبند
نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین
حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت
وفای صحبت یاران و همنشینان بین
اسیر عشق شدن چاره خلاص من است
ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین
کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست
صفای همت پاکان و پاکدینان بین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *