+ - x
 » از همین شاعر
1 ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
2 جز آستان توام در جهان پناهی نیست
3 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
4 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
5 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
6 گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
7 اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک
8 دل از من برد و روی از من نهان کرد
9 فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
10 گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

 » بیشتر بخوانید...
 من که حیران ز ملاقات توام
 عمری دلم به ناوک نازت نشانه بود
 جان خراباتی و عمر بهار
 چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
 ریشۀ تشویش
 وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
 آن وعده که کرده ای مرا کو
 غیر عشقت راه بین جستیم نیست
 نی شعر مانده نی كشش گونۀ گُلی
 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شیشه های دیده ما پرگلاب کن
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دور باده گلگون شتاب کن
بگشا به شیوه نرگس پرخواب مست را
و از رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر
بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن
زان جا که رسم و عادت عاشق کشی توست
با دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن
همچون حباب دیده به روی قدح گشای
وین خانه را قیاس اساس از حباب کن
حافظ وصال می طلبد از ره دعا
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *