+ - x
 » از همین شاعر
1 باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
2 دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
3 در نظربازی ما بی خبران حیرانند
4 اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
5 زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
6 گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو
7 دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
8 روز وصل دوستداران یاد باد
9 سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
10 اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست

 » بیشتر بخوانید...
 منم که کار ندارم به غیر بی کاری
 بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
 چو عشق را تو ندانی بپرس از شب ها
 وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
 چکامه های آزادی
 با من از ایران بگو
 جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
 پرتو آهی ز جیبت گل نکرد ای دل چرا
 بیست و پنجم
 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن
در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر
در زلف بی قرار تو پیدا قرار حسن
ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی
سروی نخاست چون قدت از جویبار حسن
خرم شد از ملاحت تو عهد دلبری
فرخ شد از لطافت تو روزگار حسن
از دام زلف و دانه خال تو در جهان
یک مرغ دل نماند نگشته شکار حسن
دایم به لطف دایه طبع از میان جان
می پرورد به ناز تو را در کنار حسن
گرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است
کآب حیات می خورد از جویبار حسن
حافظ طمع برید که بیند نظیر تو
دیار نیست جز رخت اندر دیار حسن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *