+ - x
 » از همین شاعر
1 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
2 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
3 حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
4 آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
5 گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
6 رونق عهد شباب است دگر بستان را
7 یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
8 ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود
9 عمریست تا من در طلب هر روز گامی می زنم
10 ما ز یاران چشم یاری داشتیم

 » بیشتر بخوانید...
 نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
 هر کی بالاست مر او را چه غمست
 بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
 واژه ی منفی
 ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
 انتظارت از دل و جان داشتم، دارم هنوز*
 شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
 از جرم گل سیاه تا اوج زحل
 صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
 ای دیده راست راست دیده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن
غم دل چند توان خورد که ایام نماند
گو نه دل باش و نه ایام چه خواهد بودن
مرغ کم حوصله را گو غم خود خور که بر او
رحم آن کس که نهد دام چه خواهد بودن
باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش
اعتبار سخن عام چه خواهد بودن
دست رنج تو همان به که شود صرف به کام
دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن
پیر میخانه همی خواند معمایی دوش
از خط جام که فرجام چه خواهد بودن
بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل
تا جزای من بدنام چه خواهد بودن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *