+ - x
 » از همین شاعر
1 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
2 چو گل هر دم به بویت جامه در تن
3 می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
4 نماز شام غریبان چو گریه آغازم
5 ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
6 ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
7 ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز
8 یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
9 دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم
10 درد ما را نیست درمان الغیاث

 » بیشتر بخوانید...
 ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
 نخست درگهء رند فلک جناب ببوس
 جهنم در جزیره
 تا چند از فراق مرا کار بشکنی
 بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
 خنک آنکس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شد
 آه که بار دگر آتش در من فتاد
 انتخاب
 خوشه چین
 این چنین پابند جان میدان کیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
دل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مه روی مرا نیز به من بازرسان
دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد
یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان
برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان
آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب
به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *