+ - x
 » از همین شاعر
1 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
2 لبش می بوسم و در می کشم می
3 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
4 دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده
5 دست از طلب ندارم تا کام من برآید
6 ای پیک راستان خبر یار ما بگو
7 به جان پیر خرابات و حق صحبت او
8 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
9 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
10 کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود

 » بیشتر بخوانید...
 فریفت یار شکربار من مرا به طریق
 آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود
 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
 یک اتفاق ساده
 چشمان مرا به بلخ زیبا ببرید
 بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
 تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری
 آن شعلهٔ نور می خرامد
 صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده
 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
دل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مه روی مرا نیز به من بازرسان
دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد
یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان
برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان
آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب
به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *