+ - x
 » از همین شاعر
1 پیش از تو
2 اگر تو گرم و من سردم
3 آواره تر از باد
4 اتحاد و اتفاق
5 وه چه شادم که تو یارم شده ای
6 قلمم زاده نیزار غم است
7 چهار بیتی ها
8 لبخند در سکوت تو در بند می شود
9 روزی برای دیدنت

 » بیشتر بخوانید...
 در جهان گر بازجویی نیست بی سودا سری
 واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
 که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
 توسن سرشت
 خنک آنکس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شد
 دلم امروز خوی یار دارد
 روزی که گذر کنی به گورم
 روی تو به رنگریز کان ماند
 بیا تا عاشقی از سر بگیریم
 ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

اتحاد و اتفاق و اتفاق و اتحاد
تا نباشد می نیاید عدل و داد
در دبستانی که درسش بندگیست
خرم آن طفلی که ماند بیسواد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *