+ - x
 » از همین شاعر
1 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
2 می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
3 دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
4 خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
5 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
6 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
7 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
8 آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
9 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
10 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

 » بیشتر بخوانید...
 خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها
 اگر با تو نبودم
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 نگاهبان دو دیده ست چشم دلداری
 گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
 کاهل و ناداشت بدم کام در آورد مرا
 عاشقانه
 پرتگاه
 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
 شعری برای جنگ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر می شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *