+ - x
 » از همین شاعر
1 دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
2 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
3 ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
4 خدا را کم نشین با خرقه پوشان
5 صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
6 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
7 ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
8 مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
9 آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
10 ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی

 » بیشتر بخوانید...
 میندیش میندیش که اندیشه گری ها
 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
 باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
 شهر ما خوبترین شهر زمین
 بعدِ ما هم روز است و روزگاری، می رسد
 تو نيز همچو من اين نکته را شنو ز رباب
 واقعه ای بدیده ام لایق لطف و آفرین
 دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
 عشق تو از بس کشش جان آمده
 عید بر عاشقان مبارک باد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *