+ - x
 » از همین شاعر
1 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
2 منم که گوشه میخانه خانقاه من است
3 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
4 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
5 به آب روشن می عارفی طهارت کرد
6 دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
7 خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
8 گر می فروش حاجت رندان روا کند
9 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
10 در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

 » بیشتر بخوانید...
 لبش می بوسم و در می کشم می
 ای آنکه به گهوارهء تن جان من استی
 خدنگ آه بشنفم بکف کمال هلال
 چرا بسيار کاهش می کنی يار
 مه من بخت نکو فال دارد
 بخش دوم
 خه از کجات پرسم چونست روزگارت
 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
 در طلب تا چند ریزی آبروی کام را
 رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
که حرام است می آن جا که نه یار است ندیم
چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم
روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم
تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من
سال ها شد که منم بر در میخانه مقیم
مگرش خدمت دیرین من از یاد برفت
ای نسیم سحری یاد دهش عهد قدیم
بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری
سر برآرد ز گلم رقص کنان عظم رمیم
دلبر از ما به صد امید ستد اول دل
ظاهرا عهد فرامش نکند خلق کریم
غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاس نسیم
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به به مداوای حکیم
گوهر معرفت آموز که با خود ببری
که نصیب دگران است نصاب زر و سیم
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
حافظ ار سیم و زرت نیست چه شد شاکر باش
چه به از دولت لطف سخن و طبع سلیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *