+ - x
 » از همین شاعر
1 هزار جهد بکردم که یار من باشی
2 دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
3 دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز
4 گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
5 چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
6 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
7 کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
8 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
9 دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
10 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

 » بیشتر بخوانید...
 گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
 شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو
 بیا ما چند کس با هم بسازیم
 ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
 خانه متروک
 فش فش دیگ بخار
 به جان تو که سوگند عظیمست
 رقص چوب ها
 می تلخی که تلخی ها بدو گردد همه شیرین
 با تمام نا تمامی ها، تمامم کرده ای

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
همراز عشق و همنفس جام باده ایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند
تا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای
ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم
کار از تو می رود مددی ای دلیل راه
کانصاف می دهیم و ز راه اوفتاده ایم
چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *