+ - x
 » از همین شاعر
1 در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
2 ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
3 عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
4 بالابلند عشوه گر نقش باز من
5 بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
6 سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
7 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
8 خوشا شیراز و وضع بی مثالش
9 حجاب چهره جان می شود غبار تنم
10 مسلمانان مرا وقتی دلی بود

 » بیشتر بخوانید...
 ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
 باغ است و بهار و سرو عالی
 ایدل چو زمانه می کند غمناکت
 طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
 گر یار لطیف و باوفایی
 لعل بدخشان
 سوار نور
 تا شدستی امیر چوگانی
 افتاده زندگی به کمین هلاک ما
 چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
از بخت شکر دارم و از روزگار هم
زاهد برو که طالع اگر طالع من است
جامم به دست باشد و زلف نگار هم
ما عیب کس به مستی و رندی نمی کنیم
لعل بتان خوش است و می خوشگوار هم
ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند
و از می جهان پر است و بت میگسار هم
خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست
مجموعه ای بخواه و صراحی بیار هم
بر خاکیان عشق فشان جرعه لبش
تا خاک لعل گون شود و مشکبار هم
آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین
خصم از میان برفت و سرشک از کنار هم
چون کائنات جمله به بوی تو زنده اند
ای آفتاب سایه ز ما برمدار هم
چون آب روی لاله و گل فیض حسن توست
ای ابر لطف بر من خاکی ببار هم
حافظ اسیر زلف تو شد از خدا بترس
و از انتصاف آصف جم اقتدار هم
برهان ملک و دین که ز دست وزارتش
ایام کان یمین شد و دریا یسار هم
بر یاد رای انور او آسمان به صبح
جان می کند فدا و کواکب نثار هم
گوی زمین ربوده چوگان عدل اوست
وین برکشیده گنبد نیلی حصار هم
عزم سبک عنان تو در جنبش آورد
این پایدار مرکز عالی مدار هم
تا از نتیجه فلک و طور دور اوست
تبدیل ماه و سال و خزان و بهار هم
خالی مباد کاخ جلالش ز سروران
و از ساقیان سروقد گلعذار هم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *