+ - x
 » از همین شاعر
1 بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
2 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
3 مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
4 دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد
5 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
6 الا ای طوطی گویای اسرار
7 چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
8 بر سر آنم که گر ز دست برآید
9 سال ها پیروی مذهب رندان کردم
10 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول

 » بیشتر بخوانید...
 استقامت
 سالها پیش، خاطر رنجور
 یک جام ز صد هزار جان به
 ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می شد
 آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت
 هله هشدار که با بی خبران نستیزی
 ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی
 بر سرمای درون
 بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
 در خانه غم بودن از همت دون باشد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمی کنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم
هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا
تا در میان میکده سر بر نمی کنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم
این تقویم تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمی کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *