+ - x
 » از همین شاعر
1 زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
2 ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
3 گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
4 ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
5 یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
6 خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
7 رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
8 سلامی چو بوی خوش آشنایی
9 دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
10 دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور

 » بیشتر بخوانید...
 هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم
 از هر چه بجر می است کوتاهی به
 اندوه
 خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می دهی
 جانا نخست ما را مرد مدام گردان
 ياد ايامی که دير و کعبه ام روی تو بود
 ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
 تازه شد از او باغ و بر من
 سکهء غم که بنام من شيدا زده باز
 انتخاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم
سخن درست بگویم نمی توانم دید
که می خورند حریفان و من نظاره کنم
چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه
پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم
به دور لاله دماغ مرا علاج کنید
گر از میانه بزم طرب کناره کنم
ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت
حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم
گدای میکده ام لیک وقت مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *