+ - x
 » از همین شاعر
1 نقاشی
2 بازی
3 سلام ای شهر من ای گریه زار گم شده در مه
4 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
5 به روزگار سگی لعنت! تو را گرفته کجا برده
6 من از این گونه که گشته سپری خوشبختم
7 نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم

 » بیشتر بخوانید...
 یارب دردی که ناله آغاز کنم
 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
 بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
 فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
 یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
 الا فی الغشق تشریفی و عیدی
 یک شب
 ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
 هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
 ماه پیشونی

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۳

نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم

نفرین به آنکه فرق نهاده ست بین ما
تا تو بهشت پاکی، تا من جهنمم

نفرین به خلقتی که مرا عرضه کرده است
من که تمام رنجم من که فقط غمم

آهسته تر به زندگی من قدم بنه
من گور دسته جمعی گل های مریمم

لب های من دو مار لهند و لورده اند
با بوی خون به سینه فرو می رود دمم

ای ماه! مهربانی تو می کشد مرا
ای ماه! من سیاه دلم از تو می رمم

والا بلند خوبی عظمای مرحمت
نفرین به من که پیش فراوانیت کمم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

نورزاد:

این سروده به دل هر خواننده یی چنگ میزند.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *