+ - x
 » از همین شاعر
1 قد کوتاه حقم را که دیدم
2 تشنه
3 مرز
4 عروس
5 خواهش
6 نسیمی مژده یی آورده امشب
7 برآنم تا که از تو دل بگیرم
8 دوشیزگان شعرم اگر نیست برقع پوش
9 رسوا
10 شب

 » بیشتر بخوانید...
 صد دهل می زنند در دل ما
 ندیده است كه چشمم سیاهچال شده
 هر کجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
 عشق گزین عشق و در او کوکبه می ران و مترس
 دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
 نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
 هزار بار کشیده ست عشق کافرخو
 کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
 مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
 تا که یاد گلرخان شهر کابل می کنم

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
دست داغم به تنت پنجه کشیدن دارد
سوی آیینه ببینم چو بیافتم به برت
رفتن از خویش در آغوش تو، دیدن دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *