+ - x
 » از همین شاعر
1 تشنه
2 من بدستان تو آیم که تنت را بچشم
3 سُهشی
4 ترا من سخت بیجا دوست دارم
5 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
6 بسکه در قلب من تپش داری
7 نسیمی مژده یی آورده امشب
8 سیه چارد سرم افکنده منبر
9 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
10 در پیکر من سیخ و جگر می روید

 » بیشتر بخوانید...
 این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
 من اشتر مست شهریارم
 داری خبر که از دل و جان می پرستمت
 شبی که ماه در اندیشه ی تو جان می داد
 گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
 وداع
 اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری
 در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
 زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
 دو بن بست

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
دست داغم به تنت پنجه کشیدن دارد
سوی آیینه ببینم چو بیافتم به برت
رفتن از خویش در آغوش تو، دیدن دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *