+ - x
 » از همین شاعر
1 شباهنگ
2 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
3 خروشان ترا تا می برد آب
4 تا شنیدم که نیایی سخنم را یخ زد
5 شب
6 مرز
7 شب چله
8 اگر خونین دلم یاقوت گردد
9 زپیراهن تنت را گر ربایم
10 لبی تا در لبانت می گذارم

 » بیشتر بخوانید...
 مرا گویی که رایی من چه دانم
 ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
 رقص صوفی دل از نغمهء پنهان منست
 سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
 بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
 چراغ عالم افروزم نمی تابد چنین روشن
 اندرآ با ما نشان ده راستک
 تا شدستی امیر چوگانی
 رشته کار بدست من بيکار ه بود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در پیکر من سیخ و جگر می روید
از بهر گرسنه ی گذر می روید
تا این جگرم کباب آن کودک شد
بهر دگرش یکی دگر می روید

20 -مهر-1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *