+ - x
 » از همین شاعر
1 گل شب بو زنم در گیسوانم
2 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
3 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
4 قد کوتاه حقم را که دیدم
5 مرد مسلمان
6 سیه چادر مرا پنهان ندارد
7 باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت
8 شباهنگ
9 ترا بهر ربودن دوست دارم
10 اندیشه را زبان گواراست پارسی

 » بیشتر بخوانید...
 دمی به وادی غيرت ز خود رميده غزالم
 این عقل که در ره سعادت پوید
 بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
 ای همه سرگشتگان مهمان تو
 ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
 بیا با ما مورز این کینه داری
 ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی
 از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
 تو هر چند صدری شه مجلسی
 ای که در کوی خرابات مقامی داری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در پیکر من سیخ و جگر می روید
از بهر گرسنه ی گذر می روید
تا این جگرم کباب آن کودک شد
بهر دگرش یکی دگر می روید

20 -مهر-1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *