+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر خونین دلم یاقوت گردد
2 گلبرگ نسترن
3 تشنه
4 باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت
5 خواهش
6 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
7 مرز
8 من بدستان تو آیم که تنت را بچشم
9 خویش را تا در تو پیوندی زدم افگار شد
10 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد

 » بیشتر بخوانید...
 ای نورس شرقی
 گلبرگ نسترن
 در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
 چهار بیتی ها
 وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
 صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
 چگونه راه میدهی
 سوم عقرب
 رو مذهب عاشق را برعکس روش ها دان

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

نشستن پیش چشمان تو از بس سوختن دارد
در آغوشت فتادن خواهش بی پیرهن دارد

گذشتم یک شبی از رهگذار دلبری هایت
بسی گلخوشه ی سنجد، بسی سرو وسمن دارد

به گوشم از خروش بلبل آواره میآیی
که سوی میهنم بال دلم را پر زدن دارد

شِگفتی می کشم گر از نگاه پر ز ترفندت
گهی گلگشت، گاهی آبی باور شکن دارد

دلم در بستر گل های تر دارد ترا در بر
که آغوشم بهار عاشقان گلبدن دارد

نمیدانم ز اورنگ کدام افسانه می آیی؟
که دیدار تو یک شهنامه « فردوسی» سخن دارد

11- بهمن- 1388


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *