+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
2 می واژه
3 خویش را تا در تو پیوندی زدم افگار شد
4 سیه چادر مرا پنهان ندارد
5 افسوس که من جدا زخاکت مردم
6 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
7 هم میهنم ز چیست که همتا نمی شویم
8 به باغم لاله شانم، خون بروید
9 عروس
10 قد کوتاه حقم را که دیدم

 » بیشتر بخوانید...
 رواق منظر چشم من آشیانه توست
 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
 امروز چرخ را ز مه ما تحیریست
 گهی در گیرم و گه بام گیرم
 حرفی میان ما شد و اما به دل نگیر
 در طریق عشق خام افتاده ام
 دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
 به خاک تیره آخر خودسریها می برد ما را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت
گیسوی رقص بید، بر و دوش گیرمت
در دست تو شکوفه کنم سیب سیب سرخ
در شاخه شاخه سبز، در آغوش گیرمت

6- شهریور 1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *