+ - x
 » از همین شاعر
1 به باغم لاله شانم، خون بروید
2 رسوا
3 گرصبای عشق در پیراهنم افتاه ای
4 مرد مسلمان
5 زعشق آتشین تو به سوز دیگرم امشب
6 پرتگاه
7 تشنه
8 لبی تا در لبانت می گذارم
9 تو مردِ شهر پندار کجایی
10 عروس

 » بیشتر بخوانید...
 بسکه در قلب من تپش داری
 سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
 آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
 ایا ساقی تویی قاضی حاجات
 بر من نیستی یارا کجایی
 اگر تو عاشقی غم را رها کن
 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
 غبار
 نه آتش های ما را ترجمانی
 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خویش را تا در تو پیوندی زدم افگار شد
شاخه یی در نیمه رُستن زرد گشت و زار شد
شکوَه از شمشاد تو بر بید مجنون می برم
چُنکه از تو دل نبردن، ترس بود و دار شد

9-4-1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *