+ - x
 » از همین شاعر
1 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را
2 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
3 شبی که چشم تو با چشم من مقابل بود
4 بگذر از من که دلی خسته و پر غم دارم
5 خط می زنم به هر چه که از تو نشانی است
6 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
7 زنده گی سایۀ سروی ست که بر آب روان افتاده
8 مست ها دروغ نمی گویند
9 سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
10 زنده گی فلسفۀ باطل سرگردانی

 » بیشتر بخوانید...
 ما شاخ گلیم نی گیاهیم
 سراندازان همی آیی ز راه سینه در دیده
 تردید
 کسی کو را بود در طبع سستی
 بدخشانم
 ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری
 تلخ و شیرین
 بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی
 شب و روز از پی سودای گيسوی تو می آيد
 ای مطرب دل برای یاری را

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
یک مار در دهان بزرگم فرو شده

از گپ که بگذریم دلم قاش قاش قاش
چیزی شبیه پاره یی از لبلبو شده

گیرم کسی کنار سرک منفجر شود
...هرگز نترس، کار جهان زیر و رو شده

مریم برای دیدن من ذره بین بگیر
این جسم عاشقی ست که یک تار مو شده

می ترسد از تمام زنان قبیله اش
مردی که با حقیقت خود روبرو شده

شاید برای این که به خاطر بیاوری
یک عکس، عکس کهنه ی من تابلو شده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *