+ - x
 » از همین شاعر
1 عاقبت مثل سگی، روی سرک خواهی مرد
2 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
3 خط می زنم به هرچه که از تو نشانی است
4 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
5 آدمی بر کف دستش خط اجبار نوشت
6 ما جهان را سر یک بوتل کنیاک زدیم
7 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری
8 بعدِ ما هم روز است و روزگاری، می رسد
9 اگریک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
10 تو را از آب می گیرم تو را از بین ماهی ها

 » بیشتر بخوانید...
 عشق رفت
 شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
 بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
 رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می کنند
 ای صید رخ تو شیر و آهو
 کسی خراب خرابات و مست می باشد
 ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
 شاعر
 نتوان دل شاد را به غم فرسودن
 سازهای سينهٔ ما کمتر از سنتور نيست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
یک مار در دهان بزرگم فرو شده

از گپ که بگذریم دلم قاش قاش قاش
چیزی شبیه پاره یی از لبلبو شده

گیرم کسی کنار سرک منفجر شود
...هرگز نترس، کار جهان زیر و رو شده

مریم برای دیدن من ذره بین بگیر
این جسم عاشقی ست که یک تار مو شده

می ترسد از تمام زنان قبیله اش
مردی که با حقیقت خود روبرو شده

شاید برای این که به خاطر بیاوری
یک عکس، عکس کهنه ی من تابلو شده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *