+ - x
 » از همین شاعر
1 هدیه
2 من از آغاز آزادم
3 سحر از پی ندارد شام غمگینی که من دارم
4 چهار بیتی ها
5 برگ خزانی دل من زرد گشته است
6 مختار من
7 من کیستم؟
8 تو رونقی به نغمه غیجک می شوی
9 به یاد تو دوست داشتنی ترینم
10 بی تو نمی شود قدم زندگی زنم

 » بیشتر بخوانید...
 یک قوصره پر دارم ز سخن
 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
 آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
 بیخود و سرشار چشم نیمخواب کیستم
 ای دوست خدا حافظ
 چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
 جان و جهان، چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
 شعار خسته گی
 ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


از سایه ام پرسیدم:
من کیستم؟
گفت هیولا
به آیینه دیدم راست می گفت

و بعد پلک هایم را به هم بستم
آرام از وجدانم پرسیدم:
من کسیتم؟

مکثی کرد و گفت:
اگر به آزادی فکر کنی
انسان!


بدخشان
1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *