+ - x
 » از همین شاعر
1 راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
2 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
3 روضه خلد برین خلوت درویشان است
4 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
5 گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
6 عید است و آخر گل و یاران در انتظار
7 آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
8 کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
9 خوشا شیراز و وضع بی مثالش
10 ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن

 » بیشتر بخوانید...
 ای دزدیده چشم از آهو
 خواهش
 ای بی تو حیات ها فسرده
 تيغ و سنان و برچه ز فولاد بهتر است
 شدم از بسکه سخنور سخن از يادم رفت
 دعوای قانونی
 عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
 هر کی در ذوق عشق دنگ آمد
 من نمی گويم که تنها ساغر و پيمانه سوخت
 بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت
نیست چون آینه ام روی ز آهن چه کنم
برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر
کارفرمای قدر می کند این من چه کنم
برق غیرت چو چنین می جهد از مکمن غیب
تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم
مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم
حافظا خلد برین خانه موروث من است
اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *