+ - x
 » از همین شاعر
1 بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
2 روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
3 گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
4 اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
5 ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
6 حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
7 دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
8 دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
9 جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
10 درد عشقی کشیده ام که مپرس

 » بیشتر بخوانید...
 افندس مسین کاغا یومیندن
 خداوندا چو تو صاحب قران کو
 اگر خونین دلم یاقوت گردد
 گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
 ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
 برای معشوقه پیر
 گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
 مناظره بن لادن با امیر المومنین ملا محمد عمر
 به پیش آر سغراق گلگون من
 بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه مستی و رندی نرود از پیشم
زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زان که در کم خردی از همه عالم بیشم
بر جبین نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافرکیشم
اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم
شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان
که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
حافظ راز خود و عارف وقت خویشم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *