+ - x
 » از همین شاعر
1 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
2 عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم
3 دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
4 بارها گفته ام و بار دگر می گویم
5 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
6 ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
7 ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
8 دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده
9 صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
10 دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس

 » بیشتر بخوانید...
 می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
 خوش جامه که در هر نارسا رساست
 رو ترش کن که همه رو ترشانند این جا
 چند نظاره جهان کردن
 سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
 معجزه نیست جان من! شعبده بازی میکند
 زهره من بر فلک شکل دگر می رود
 راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
 بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
 برات عاشق نو کن رسید روز برات

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز با صنمی طفل عشق می بازم
بجز صبا و شمالم نمی شناسد کس
عزیز من که بجز باد نیست دمسازم
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگیست غمازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می گفت
غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *