+ - x
 » از همین شاعر
1 بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
2 به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
3 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
4 مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
5 درآ که در دل خسته توان درآید باز
6 سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
7 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
8 دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
9 گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
10 سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم

 » بیشتر بخوانید...
 ياد آن زمان که خط به رخت نارسيده بود
 من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
 ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
 منم که سايهٔ من فرش بوريای من است
 ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
 نیست خاکسترما شعله صفت بسترما
 امروز بت خندان می بخش کند خنده
 بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
 بخش دوم
 خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی
دلبری در حسن و خوبی غیرت ماه تمام
بزمگاهی دل نشان چون قصر فردوس برین
گلشنی پیرامنش چون روضه دارالسلام
صف نشینان نیکخواه و پیشکاران باادب
دوستداران صاحب اسرار و حریفان دوستکام
باده گلرنگ تلخ تیز خوش خوار سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام
غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ
زلف جانان از برای صید دل گسترده دام
نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن
بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام
هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه
وان که این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *