+ - x
 » از همین شاعر
1 کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
2 ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
3 جز آستان توام در جهان پناهی نیست
4 ز در درآ و شبستان ما منور کن
5 روزگاریست که سودای بتان دین من است
6 من که از آتش دل چون خم می در جوشم
7 فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
8 بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
9 جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
10 به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش

 » بیشتر بخوانید...
 جان آمده در جهان ساده
 مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی
 طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید
 بانگ برآمد ز خرابات من
 گر نه شکار غم دلدارمی
 بیخ سوزان
 سحر بلبل حکایت با صبا کرد
 مرگ آ ه س ت ه زووووود می آید
 عشق چیست؟
 به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی
دلبری در حسن و خوبی غیرت ماه تمام
بزمگاهی دل نشان چون قصر فردوس برین
گلشنی پیرامنش چون روضه دارالسلام
صف نشینان نیکخواه و پیشکاران باادب
دوستداران صاحب اسرار و حریفان دوستکام
باده گلرنگ تلخ تیز خوش خوار سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام
غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ
زلف جانان از برای صید دل گسترده دام
نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن
بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام
هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه
وان که این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *