+ - x
 » از همین شاعر
1 نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
2 کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
3 زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
4 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
5 ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی
6 کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
7 چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
8 دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
9 دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
10 روزگاریست که سودای بتان دین من است

 » بیشتر بخوانید...
 بیا کامروز ما را روز عیدست
 رحم کن ار زخم شوم سر به سر
 زندگانی مجلس سامی
 فقط یکبار مینازم به بختم
 یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
 چرا چرا به بدی یاد می کنی نامم
 سه کنجی اتاق
 شور جنون درقفسی با همه بیگانه برآ
 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
 تسکین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی
دلبری در حسن و خوبی غیرت ماه تمام
بزمگاهی دل نشان چون قصر فردوس برین
گلشنی پیرامنش چون روضه دارالسلام
صف نشینان نیکخواه و پیشکاران باادب
دوستداران صاحب اسرار و حریفان دوستکام
باده گلرنگ تلخ تیز خوش خوار سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام
غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ
زلف جانان از برای صید دل گسترده دام
نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن
بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام
هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه
وان که این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *