+ - x
 » از همین شاعر
1 صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
2 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
3 نماز شام غریبان چو گریه آغازم
4 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
5 صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
6 دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
7 خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
8 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
9 سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
10 ای که در کوی خرابات مقامی داری

 » بیشتر بخوانید...
 روزی برای دیدنت
 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
 هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
 نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا
 مقام ناز نداری برو تو ناز مکن
 هم دانه امید به خرمن ماند
 آن لعل در آبگینه ساده بیار
 کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی
 دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
 دل چو دانه ما مثال آسیا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
رسد به دولت وصل تو کار من به اصول
قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا
فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول
چو بر در تو من بی نوای بی زر و زور
به هیچ باب ندارم ره خروج و دخول
کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم
که گشته ام ز غم و جور روزگار ملول
من شکسته بدحال زندگی یابم
در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول
خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت
که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول
دل از جواهر مهرت چو صیقلی دارد
بود ز زنگ حوادث هر آینه مصقول
چه جرم کرده ام ای جان و دل به حضرت تو
که طاعت من بی دل نمی شود مقبول
به درد عشق بساز و خموش کن حافظ
رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *