+ - x
 » از همین شاعر
1 روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
2 کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
3 دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
4 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
5 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
6 دردم از یار است و درمان نیز هم
7 ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
8 در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
9 فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
10 گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

 » بیشتر بخوانید...
 ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی
 ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه ای
 به شکرخنده بتا نرخ شکر می شکنی
 چو رخت خویش بر بستم ازین خاک
 کم کمکی
 شاعر
 جان از سفر دراز آمد
 نشانت کی جوید که تو بی نشانی
 هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
 هر سبزه که برکنار جوئی رسته است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خوش خبر باشی ای نسیم شمال
که به ما می رسد زمان وصال
قصه العشق لا انفصام لها
فصمت ها هنا لسان القال
مالسلمی و من بذی سلم
این جیراننا و کیف الحال
عفت الدار بعد عافیه
فاسالوا حالها عن الاطلال
فی جمال الکمال نلت منی
صرف الله عنک عین کمال
یا برید الحمی حماک الله
مرحبا مرحبا تعال تعال
عرصه بزمگاه خالی ماند
از حریفان و جام مالامال
سایه افکند حالیا شب هجر
تا چه بازند شب روان خیال
ترک ما سوی کس نمی نگرد
آه از این کبریا و جاه و جلال
حافظا عشق و صابری تا چند
ناله عاشقان خوش است بنال


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *