+ - x
 » از همین شاعر
1 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
2 دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
3 دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
4 اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
5 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
6 بیا با ما مورز این کینه داری
7 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
8 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
9 دل من در هوای روی فرخ
10 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

 » بیشتر بخوانید...
 آه از عشق جمال حوریی
 کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
 تا آسمان دلش سر و سامان گرفته است
 یارب دردی که ناله آغاز کنم
 شممت روح وداد و شمت برق وصال
 اگر بلاکش بیداد را به داد رسی
 درین گلشن
 با روی تو کفر است به معنی نگریدن
 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خوش خبر باشی ای نسیم شمال
که به ما می رسد زمان وصال
قصه العشق لا انفصام لها
فصمت ها هنا لسان القال
مالسلمی و من بذی سلم
این جیراننا و کیف الحال
عفت الدار بعد عافیه
فاسالوا حالها عن الاطلال
فی جمال الکمال نلت منی
صرف الله عنک عین کمال
یا برید الحمی حماک الله
مرحبا مرحبا تعال تعال
عرصه بزمگاه خالی ماند
از حریفان و جام مالامال
سایه افکند حالیا شب هجر
تا چه بازند شب روان خیال
ترک ما سوی کس نمی نگرد
آه از این کبریا و جاه و جلال
حافظا عشق و صابری تا چند
ناله عاشقان خوش است بنال


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *