+ - x
 » از همین شاعر
1 دلم من خانه ی یک قرن خون است
2 خورشید قاتل است
3 روز رویدن لاله به باغ
4 عشق رفت
5 گلیم بافته دست پدرم
6 شهر ما خوبترین شهر زمین
7 مادر مرا نبخش

 » بیشتر بخوانید...
 در این سرما سر ما داری امروز
 ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
 پارسی
 بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد
 فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او
 مرگ نجار
 قهرمانان
 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده ای
 نگاری را که می جویم به جانش
 انجیرفروش را چه بهتر

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


عشق رفت
عشق رفت
عشق تازه
عشق سبز

به نان قاق
به آهن پاره . . .
می فروشم
عشق رفت
عشق رفت

2 حوت 1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *