+ - x
 » از همین شاعر
1 بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
2 دردم از یار است و درمان نیز هم
3 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
4 مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
5 فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
6 سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
7 ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
8 رواق منظر چشم من آشیانه توست
9 چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
10 نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی

 » بیشتر بخوانید...
 قره العین منی ای جان بلی
 با همه بیگانگی ها آشنای کیستم؟
 مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن
 شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی
 اجاق های ویران و خاکستر
 امشب جان را ببر از تن چاکر تمام
 ز عشق تو نهانم آشکارست
 گر آتش دل بر زند، بر مؤمن و کافر زند
 همنفسی
 به میان دل خیال مه دلگشا درآمد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
حق نگه دار که من می روم الله معک
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن
کس عیار زر خالص نشناسد چو محک
گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک
بگشا پسته خندان و شکرریزی کن
خلق را از دهن خویش مینداز به شک
چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون بر حافظ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *