+ - x
 » از همین شاعر
1 از دور بدیدم آن پری را
2 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
3 در همه عالم وفاداری کجاست
4 جرم رهی دوستی روی تست
5 رخت مه را رخ و فرزین نهادست
6 کارم ز غمت به جان رسیدست
7 ز عشق تو نهانم آشکارست
8 ای کرده خجل بتان چین را
9 گر باز دگرباره ببینم مگر او را
10 ای غارت عشق تو جهانها

 » بیشتر بخوانید...
 ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
 جز جانب دل به دل نیاییم
 من اگر پرغم اگر شادانم
 خدایگان جمال و خلاصه خوبی
 آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
 ای دلبر سنگین دل و سیمین بدن من
 گر گمشدگان روزگاریم
 بیست و ششم
 احوال کوهکن را از بيستون بياريد
 هر کجا که پا نهی ای جان من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
آن سحر چشم و آن رخ آن زلف و خال و آن لب
در وصف حسن آن لب ناهید چنگ مطرب
بر چرخ حسن آن رخ خورشید برج کوکب
مسرور عیش او را این عیش عادتی غم
بیمار هجر او را این مرگ صورتی تب
نقشی نگاشت خطش از مشک سوده بر گل
دامن فکند زلفش بر روز روشن از شب
دامیست چین زلفش عقل اندرو معلق
جزعیست چشم شوخش سحر اندرو مرکب
گه مشک می فشاند بر مه ز گرد موکب
گه ماه می نگارد در ره ز نعل مرکب
در پیش نور رویش گردون به دست حسرت
بربست روی خود را بشکست نیش عقرب
بردارد ار بخواهد زلف و رخش به یک ره
ترتیب کفر وایمان آیین کیش و مذهب
در من یزید وصلش جانی جوی نیرزد
ای انوری چه لافی چندین ز قلب و قالب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *