+ - x
 » از همین شاعر
1 خورشید قاتل است
2 مادر مرا نبخش
3 گلیم بافته دست پدرم
4 عشق رفت
5 دلم من خانه ی یک قرن خون است
6 شهر ما خوبترین شهر زمین
7 روز رویدن لاله به باغ

 » بیشتر بخوانید...
 مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر
 پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
 دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
 از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی
 ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
 بیمار
 دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
 ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


شبنم می شوم
بر گل روی تو
تا آنکه آفتاب چشم حسود خویش
بر من خیره کند
تا آنکه چهره ام
در دامن خوشت
یک سجده جایگاه
یادگار می زند
شبنم می شوم
بر گل روی تو

تا آنکه جان دهم
در گرمی تنت
تا برگ برگ گل
شاهید شود بر این
که خورشید قاتل است

دلو 1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *