+ - x
 » از همین شاعر
1 جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
2 ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
3 پایم از عشق تو در سنگ آمدست
4 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
5 معشوقه به رنگ روزگارست
6 جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
7 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
8 غم عشق تو از غمها نجاتست
9 دل در آن یار دلاویز آویخت
10 ای کرده خجل بتان چین را

 » بیشتر بخوانید...
 بی تو بسیار گریه کردم
 از پگه ای یار زان عقار سمایی
 دلت از آسمان برکن
 برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
 مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
 بر منبرست این دم مذکر مذکر
 آزادی اندیشه
 من مرگ غفلتم
 بیست و هشتم
 بازرسید آن بت زیبای من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در همه عالم وفاداری کجاست
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان که گنجد در ضمیر
حاصلست از عشق دلداری کجاست
گر به گیتی نیست دلداری مرا
ممکن است از بخت دل باری کجاست
اندرین ایام در باغ وفا
گر نمی روید گلی خاری کجاست
جان فدای یار کردن هست سهل
کاشکی یار بسی یاری کجاست
در جهان عاشقی بینم همی
یک جهان بی کار با کاری کجاست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *