+ - x
 » از همین شاعر
1 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
2 معشوقه به رنگ روزگارست
3 بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
4 جرم رهی دوستی روی تست
5 جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
6 گر باز دگرباره ببینم مگر او را
7 پایم از عشق تو در سنگ آمدست
8 در همه عالم وفاداری کجاست
9 ای کرده خجل بتان چین را
10 ای به دیدهٔ دریغ خاک درت

 » بیشتر بخوانید...
 سوگ سرود ۲
 از دور بدیدم آن پری را
 مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
 بازی
 بخش نخست
 گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
 گلوی قلمم
 بنمای رخ كه باغ و گلستانم آرزوست
 مرگ غم
 گاویست در آسمان و نامش پروین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

معشوقه به رنگ روزگارست
با گردش روزگار یارست
برگشت چو روزگار و آن نیز
نوعی ز جفای روزگارست
بس بوالعجب و بهانه جویست
بس کینه کش و ستیزه کارست
این محتشمیست با بزرگی
گر محتشم و بزرگوارست
بوسی ندهد مگر به جانی
آری همه خمر با خمارست
در باغ زمانه هیچ گل نیست
وان نیز که هست جفت خارست
ای دل منه از میان برون پای
هر چند که یار بر کنارست
امید مبر کز آنچه مردم
نومیدترست امیدوارست
هر چند شمار کار فردا
کاریست که آن نه در شمارست
بتوان دانست هر شب از عمر
آبستن صد هزار کارست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *