+ - x
 » از همین شاعر
1 خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه
2 در نظربازی ما بی خبران حیرانند
3 دلم رمیده شد و غافلم من درویش
4 ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
5 سبت سلمی بصدغیها فؤادی
6 زبان خامه ندارد سر بیان فراق
7 در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
8 خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
9 خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
10 ز دست کوته خود زیر بارم

 » بیشتر بخوانید...
 ای طربناکان ز مطرب التماس می کنید
 چندان من از فراق تو آه و فغان کنم
 گلبن عشق تو بی خار آمدست
 ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود
 از فراز منبر ابرها
 ساقی به نور باده برافروز جام ما
 پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
 در بياض چشم خود تصوير شيرين می کشم
 در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
 می دهد سرمه فسون نرگس شهلای ترا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع
برکشد آینه از جیب افق چرخ و در آن
بنماید رخ گیتی به هزاران انواع
در زوایای طربخانه جمشید فلک
ارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماع
چنگ در غلغله آید که کجا شد منکر
جام در قهقهه آید که کجا شد مناع
وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگیر
که به هر حالتی این است بهین اوضاع
طره شاهد دنیی همه بند است و فریب
عارفان بر سر این رشته نجویند نزاع
عمر خسرو طلب ار نفع جهان می خواهی
که وجودیست عطابخش کریم نفاع
مظهر لطف ازل روشنی چشم امل
جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *