+ - x
 » از همین شاعر
1 دردنامه
2 زمین نخستین
3 آلیس
4 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
5 ای آتش خموش شده در میان دود
6 مهمان یاد های توام در دوام شب
7 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
8 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
9 خلوت شاعرانه ام هوس است
10 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد

 » بیشتر بخوانید...
 من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
 نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
 رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
 صدای پای من همیشه تنهاست
 گر چه با اینهمه خوبی سر و کار تو نبود
 ای آمده از عالم روحانی تفت
 میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
 خمخانه ی عشرت
 ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
 کاغذ دیواری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زیبایی بود
که ته نشین میشد
وقتی من بر می آشفتم
نگاه از نظاره هراسان
چشم ها، دروازه دوپله، بی مهمان
بی هیچ دیواری
سیم خار داری
مسدود!


زینه را جارو کن
شاید گرد زینه هاست
که با لا رفتن را
سد شده است


فرو رفتن
- زود نیست؟

دستهایت را درخالیی جیب های عاطفه
پنهان کن
بوی کهنگی میدهی
ریسمانی بیاویز
بافته از چرت های پراگنده
از سقف شنبه ها
بر گلوی اشباح متحرک ِ بی نام
که لحظه یم را
زیر دندان های کرم خورده و زرد شان
بی هیچ اشتهای
میجوند

نشخوار ِ لبخند های سر کاریست
و تبسم رنگ و ریا
در صبح های مکدر

**

آهسته! آهسته! هیس!
صدایت، دختر کان سپیده را میترساند
صدایت را در چاه فرو کن
یوسفی شاید
خود را با آن
حلق آویز کند

خش خش ِ چرت های تازه یست
در بی صدایی شب
که می آید
و مثل شبحی نفوذ میکند
از پشت دیوار های خواب
- توقف کن
در چراغ سرخ خون!
میگذرد......

7/8/2004
تهران-ایران


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *