+ - x
 » از همین شاعر
1 مهمان یاد های توام در دوام شب
2 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد
3 اسیر
4 کوچ و غربت
5 دیار آخرین
6 تردید
7 شهرزاد
8 سوار نور
9 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
10 سوگ سرود ۱

 » بیشتر بخوانید...
 بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
 یک چند به کودکی باستاد شدیم
 آن دست ِ دیروزین
 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
 زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
 سجودیوری دارا و جم را
 خاطره ها
 چشم تو با چشم من هر دم بی قیل و قال
 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
 شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

گفتم ترا که بی تو بسیار گریه کردم؟
از ابتدای باور تا یار گریه کردم

از سایه های یادی دورم حصار بستم
بنشستم و شکستم، خونبار گریه کردم

دریا شدی و رفتی تو در صدای موجی
من خشت پخته گشتم دیوار گریه کردم

در عکس های لرزان در قطره ی گریزان
تکرار خنده کردی تکرار گریه کردم

دستان تو کجایند؟ -خورشید های وحشی-
من چار فصل غم را ناچار گریه کردم

بنشسته ای تو اینجا خاموش روبرویم
می بینییم که بی تو بسیار گریه کردم

پر بود خانه از تو در هر طرف تو بودی
من در هوای جشن دیدار گریه کردم

16.02.06


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

علی:

من هر دو دست زیبا، سرشاربوسه کردم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *