+ - x
 » از همین شاعر
1 چگونه راه میدهی
2 آلیس
3 سوگ سرود ۱
4 گریه
5 همصدایی
6 ساقه در بیهوایی
7 بهانه
8 تردید
9 دردنامه
10 بی تو بسیار گریه کردم

 » بیشتر بخوانید...
 فریاد بی آوا
 ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
 قلب آرزو
 ز هدهدان تفکر چو در رسید نشانش
 حال دل عاشق را پرس از من بدنامش
 میلاد من
 تنهایی در صورتم جیغ می زند
 خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو *
 هزار جان مقدس فدای روی تو باد
 رهروان روز

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

گفتم ترا که بی تو بسیار گریه کردم؟
از ابتدای باور تا یار گریه کردم

از سایه های یادی دورم حصار بستم
بنشستم و شکستم، خونبار گریه کردم

دریا شدی و رفتی تو در صدای موجی
من خشت پخته گشتم دیوار گریه کردم

در عکس های لرزان در قطره ی گریزان
تکرار خنده کردی تکرار گریه کردم

دستان تو کجایند؟ -خورشید های وحشی-
من چار فصل غم را ناچار گریه کردم

بنشسته ای تو اینجا خاموش روبرویم
می بینییم که بی تو بسیار گریه کردم

پر بود خانه از تو در هر طرف تو بودی
من در هوای جشن دیدار گریه کردم

16.02.06


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

علی:

من هر دو دست زیبا، سرشاربوسه کردم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *