+ - x
 » از همین شاعر
1 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
2 بی تو بسیار گریه کردم
3 آلیس
4 سوگ سرود ۲
5 لیلی
6 سوگ سرود ۱
7 بیخ سوزان
8 بهانه
9 پرستو
10 تبار من

 » بیشتر بخوانید...
 بریده شد از این جوی جهان آب
 غزل تقویم ها
 برآن سرم که ز دامن برون کشم پا را
 آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی
 ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
 جام امید نظرگاه خمار است اینجا
 یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران
 خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
 انتظار
 ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چگونه راه میدهی به باغ من جوانه را
که عشق جاده میشود عبور هر ترانه را

به برگ ها چکیده است مگر صدای سبز تو
که بیشه واژه پرورد سرود عاشقانه را

چگونه آه میشود، نفس به شهر سینه ام
که آتش نیاز تو نفس کشد زبانه را

خیال دیدن تو گر به جوی لحظه ها دود
چراغ سرخ مشوم عبور هر بها نه را

چه بی دریغ مانده ام به باغ چشم های تو
بهار رویش دلم تداوم زمانه را

هوای گریه کرده ام به روی شانه های تو
ز اشک آب میدهم صبوری زنانه را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *