+ - x
 » از همین شاعر
1 لیلی
2 بهانه
3 تبار من
4 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد
5 زنده گی
6 خلوت شاعرانه ام هوس است
7 ساقه در بیهوایی
8 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
9 در باد چون سنگ
10 مهمان یاد های توام در دوام شب

 » بیشتر بخوانید...
 چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد
 مغتنم گیرید دامان دل آگاه را
 مرا تو گوش گرفتی همی کشی به کجا
 می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
 در وصالت چرا بیاموزم
 مطربا اسرار ما را بازگو
 از یاد رفته
 ز روی تست عید آثار ما را
 در جهان گشتم گل بی خار نيست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باغ تا طراوت شب بو شکست و ریخت
پرواز در دو بال پرستو شکست و ریخت

از تند باد حادثه سرو امید رست
اما به حیله های دو پهلو شکست و ریخت

هیزم فروش دور تظاهر برنده شد
اندام باغ از طمع او شکست و ریخت

این شهر در کشاکش اندوه زنده ماند
هر چند آفتاب در این جو شکست و ریخت

در کوچه ها دوباره کسی برش* میزند
چینی روزهای که بیتو شکست و ریخت

پرواز ماندنیست به خاطر سپار هان**
هر چند بال های پرستو شکست و ریخت


* برش: پیوند زدن چینی شکسته.
** فروغ فرخزاد:« پرواز را به خاطر سپار»


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *