+ - x
 » از همین شاعر
1 تردید
2 سوار نور
3 ای آتش خموش شده در میان دود
4 زنده گی
5 لیلی
6 پرستو
7 حیله های رقصان
8 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
9 اسیر
10 دردنامه

 » بیشتر بخوانید...
 جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو
 ولی اینگونه نی
 آن کیست ای خدای کز این دام خامشان
 رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی
 طفل یتیم
 در فنای محض افشانند مردان آستی
 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی
 چیست با عشق آشنا بودن
 اجاق های ویران و خاکستر
 مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باغ تا طراوت شب بو شکست و ریخت
پرواز در دو بال پرستو شکست و ریخت

از تند باد حادثه سرو امید رست
اما به حیله های دو پهلو شکست و ریخت

هیزم فروش دور تظاهر برنده شد
اندام باغ از طمع او شکست و ریخت

این شهر در کشاکش اندوه زنده ماند
هر چند آفتاب در این جو شکست و ریخت

در کوچه ها دوباره کسی برش* میزند
چینی روزهای که بیتو شکست و ریخت

پرواز ماندنیست به خاطر سپار هان**
هر چند بال های پرستو شکست و ریخت


* برش: پیوند زدن چینی شکسته.
** فروغ فرخزاد:« پرواز را به خاطر سپار»


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *