+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
2 زمین نخستین
3 زنده گی
4 در باد چون سنگ
5 دردنامه
6 پنجره
7 گریه
8 سوگ سرود ۲
9 تردید
10 پاییز

 » بیشتر بخوانید...
 هم میهنم ز چیست که همتا نمی شویم
 باز بگلشن بیا آب رُخ گل بریز
 سرچشمه ی خونست زدل تا به زبان های
 آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صد منی
 اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
 تا دل مسکین من در کار تست
 تا شدستی امیر چوگانی
 من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
 دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
 املا قدح البقا ندیمی!

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باغ تا طراوت شب بو شکست و ریخت
پرواز در دو بال پرستو شکست و ریخت

از تند باد حادثه سرو امید رست
اما به حیله های دو پهلو شکست و ریخت

هیزم فروش دور تظاهر برنده شد
اندام باغ از طمع او شکست و ریخت

این شهر در کشاکش اندوه زنده ماند
هر چند آفتاب در این جو شکست و ریخت

در کوچه ها دوباره کسی برش* میزند
چینی روزهای که بیتو شکست و ریخت

پرواز ماندنیست به خاطر سپار هان**
هر چند بال های پرستو شکست و ریخت


* برش: پیوند زدن چینی شکسته.
** فروغ فرخزاد:« پرواز را به خاطر سپار»


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *