+ - x
 » از همین شاعر
1 قصه ی وفا
2 فاجعه
3 فریاد زیر آب
4 خانه سرخ است
5 گل سرخ
6 پل
7 با من از ایران بگو
8 آوازهای سرزمین صبوری
9 همسفر
10 مار در محراب

 » بیشتر بخوانید...
 خم زلف تو دام کفر و دین است
 از کابل تا دوبی
 پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
 گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
 ای همه آیات قدرت ظاهر از شان شما
 ديدِ حق ديدن ديدار فقير
 المنۀ لله که در میکده باز است
 آن جا که چو تو نگار باشد
 این طریق دارهم یا سندی و سیدی
 زبان خامه ندارد سر بیان فراق

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو

باد شبگرد سخن چین، پشت گوش پرده هاست
تا جهان آگه شود، بی پرده از یاران بگو

شب سیاهی می زند بر خانه های سوگوار
از چراغ روشن اشک سیه پوشان بگو

پرسه ی یأس است در آوای این پتیارگان
از زمین، از زندگی، از عشق، از ایمان بگو

سوختم، آتش گرفتم از رفیق نارفیق
از غریبه، آشنا، یاران هم پیمان بگو

ضجه ی نام آوران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعره ی انبوه گمنامان بگو

قصه های قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهان ساز تهی دستان بگو

با زمستانی که می تازد به قتل عام باغ
از گل خشمی که می روید در این گلدان بگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *