+ - x
 » از همین شاعر
1 خانه سرخ است
2 فریاد زیر آب
3 فاجعه
4 قصه ی وفا
5 مرا به خانه ام ببر
6 خاک خسته
7 عشق من عاشقم باش
8 صدایم کن
9 کندو
10 رازقی

 » بیشتر بخوانید...
 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
 چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
 چراغ اندیش
 تو بشکن چنگ ما را ای معلا
 هشتم
 سراندازان همی آیی نگارین جگرخواره
 ای دل چون آهنت بوده چو آیینه ای
 کسی که غیر این سوداش نبود
 کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است
باری از خون، پهنه ی برزن و میدان سرخ است

ده به ده، پرچم خشم است که بر می خیزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است

تا گل خونی فریاد در این باغستان
ساقه از ضربه ی شلاق زمستان سرخ است

وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران
تا در این دشت، غرور کینه داران سرخ است

رو سیاه است اگر این شب مردم کش بد
تا دم صبح وطن، سینه ی یاران سرخ است

با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است
ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *