+ - x
 » از همین شاعر
1 ماه پیشونی
2 فاجعه
3 مار در محراب
4 خاک خسته
5 مرا به خانه ام ببر
6 با من از ایران بگو
7 قصه ی وفا
8 همسفر
9 عشق من عاشقم باش
10 پل

 » بیشتر بخوانید...
 بخش هفدهم
 هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو
 بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی
 دلا چون واقف اسرار گشتی
 خدایا داد از این دل داد از این دل
 ز رویت دسته ی گل می توان کرد
 وصال او ز عمر جاودان به
 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
 طالبان
 پاییز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بخواب ای مهربان ای یار
بخواب ای کشته ی بیدار
بخواب ای خفته ی گلگون
بخواب ای غوطه ور در خون
سکوت سرخ خاک تو
صدای نینوا دارد
در این دم کرده گورستان
تگرگ مرگ می بارد
به سوگ تو در این مقتل
کدامین مویه و شیون
سکوت یأس در خانه
هجوم مرگ در برزن
تمام سینه ها عریان
تمام چهره ها خونین
تمام دست ها خالی
تمام چشم ها غمگین
به خاک مسلخ افتادند
در این صحرای خونباران
برادرها جدا از هم
پدرها بی پسرهاشان
تو ای تن خفته ی گمنام
بخواب کنون که بسیاری
لا لا لا لا، لا لا لا لا
بخواب آری که بیداری
در این ویرانه خاک تو
که شد یک باره چون صحرا
به یادت باغ می سازند
برادرهای فرداها
به سوگ تو در این مقتل
کدامین مویه و شیون
سکوت خشم در خانه
هجوم مرگ در برزن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *