+ - x
 » از همین شاعر
1 فصل سبز شعر
2 کارخانه ی ستم
3 فریاد
4  کاکه کیست
5 مباد
6 باز سردار دگر را کشتند
7 پارسی
8 شب
9 سرنوشت باغ
10 پیام

 » بیشتر بخوانید...
 آورد خبر شکرستانی
 سکوت قرن
 صلا ای صوفیان کامروز باری
 بسکه در قلب من تپش داری
 در جنان جان تماشا نيست کار هر کسی
 حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
 گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
 گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن (ترکی)
 نی نی به از این باید با دوست وفا کردن
 ای بگفته در دلم اسرارها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترا یک مشت میخواهم
ترا یک مشت مستحکم
ز خون مردمان خوب و نیک آیین
شرافتمند، با وجدان
جقیقت جوی، روشن بین

ترا یک مشت میخواهم
ترا یک مشت مستحکم
بدور از حلقه مزدور
بدور از بستر خایین
ترا یک مشت میخواهم
ترا ای ملت نام آور
ای آزاد! ای در دام!
ترا ای ملت خوش باور
ای پیروز! ای ناکام!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *