+ - x
 » از همین شاعر
1 دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
2 فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
3 ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
4 کتبت قصۀ شوقی و مدمعی باکی
5 یارم چو قدح به دست گیرد
6 گر چه ما بندگان پادشهیم
7 آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
8 کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
9 سال ها پیروی مذهب رندان کردم
10 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

 » بیشتر بخوانید...
 هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر
 واقعه ای بدیده ام لایق لطف و آفرین
 سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
 غم، طرب جوش کرده است مرا
 از وجه عدم يعنی ويرانه شدم يا هو
 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
 نمی دانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را
 عمر که بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر
 آن مطرب ما خوشست و چنگش
 باز درآمد طبیب از در ایوب خویش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفته اند نکویی کن و در آب انداز
ز کوی میکده برگشته ام ز راه خطا
مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زان می گلرنگ مشک بو جامی
شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن
نظر بر این دل سرگشته خراب انداز
به نیم شب اگرت آفتاب می باید
ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند
مرا به میکده بر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت
به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *