+ - x
 » از همین شاعر
1 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
2 من و انکار شراب این چه حکایت باشد
3 به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
4 کتبت قصۀ شوقی و مدمعی باکی
5 برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
6 گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
7 حال دل با تو گفتنم هوس است
8 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
9 نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
10 گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر

 » بیشتر بخوانید...
 بیا از من بگیر آن دیر ساله
 ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
 آری ستیزه می کن تا من همی ستیزم
 آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم
 مبر رنج ای برادر خواجه سختست
 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
 پرندگان
 کرامات دموکراتیک یک شیخ
 شاعر
 می لغزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز
روندگان طریقت ره بلا سپرند
رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز
غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب
که نیست سینه ارباب کینه محرم راز
اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنیست
من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز
چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم
ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز
چه فتنه بود که مشاطه قضا انگیخت
که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ناز
بدین سپاس که مجلس منور است به دوست
گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز
غرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نیست
جمال دولت محمود را به زلف ایاز
غزل سرایی ناهید صرفه ای نبرد
در آن مقام که حافظ برآورد آواز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *