+ - x
 » از همین شاعر
1 ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
2 رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
3 ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود
4 درد عشقی کشیده ام که مپرس
5 هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
6 هاتفی از گوشه میخانه دوش
7 من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
8 از من جدا مشو که توام نور دیده ای
9 ساقی به نور باده برافروز جام ما
10 گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

 » بیشتر بخوانید...
 شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
 هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
 شمس و قمرم آمد، سمع و بصرم آمد
 در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
 خط آفتاب
 آخر سوب نیست...
 ای بلا جویان کوی انتظار
 همسفر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز
روندگان طریقت ره بلا سپرند
رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز
غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب
که نیست سینه ارباب کینه محرم راز
اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنیست
من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز
چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم
ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز
چه فتنه بود که مشاطه قضا انگیخت
که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ناز
بدین سپاس که مجلس منور است به دوست
گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز
غرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نیست
جمال دولت محمود را به زلف ایاز
غزل سرایی ناهید صرفه ای نبرد
در آن مقام که حافظ برآورد آواز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *