+ - x
 » از همین شاعر
1 روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم
2 برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
3 سحر بلبل حکایت با صبا کرد
4 فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
5 به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
6 چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
7 ساقی به نور باده برافروز جام ما
8 فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
9 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
10 انت روائح رند الحمی و زاد غرامی

 » بیشتر بخوانید...
 توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
 دریاب که از روح جدا خواهی رفت
 به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
 قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
 وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
 ز قند یار تا شاخی نخایم
 ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
 دل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی
 امروز خوش است دل که تو دوش
 امشب از چشم و مغز خواب گریخت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید بر این اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم بازآید
آن که تاج سر من خاک کف پایش بود
از خدا می طلبم تا به سرم بازآید
خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز
شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید
گر نثار قدم یار گرامی نکنم
گوهر جان به چه کار دگرم بازآید
کوس نودولتی از بام سعادت بزنم
گر ببینم که مه نوسفرم بازآید
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح
ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
همتی تا به سلامت ز درم بازآید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *